صنایع دام و طیور

ارتباط بین سطح فیبر مؤثر و پایداری pH شکمبه در جیره های پرکنسانتره

افزایش میزان کنسانتره در جیره، یکی از روش های رایج برای تأمین انرژی مورد نیاز دام های پرتولید و افزایش بازده تولید است. غلات و سایر خوراک های پرانرژی، انرژی زیادی در اختیار دام قرار می دهند، اما مصرف بیش از حد یا نامتوازن آن ها می تواند تعادل محیط شکمبه را بر هم بزند. یکی از مهم ترین پیامدهای این وضعیت، کاهش و نوسان pH شکمبه و افزایش خطر اسیدوز شکمبه است. در این شرایط، فیبر فقط برای تأمین بخشی از نیاز غذایی دام اهمیت ندارد؛ بلکه ساختار فیزیکی فیبر و توانایی آن در تحریک جویدن و نشخوار نیز اهمیت زیادی پیدا می کند. فیبر مؤثر شکمبه از این طریق می تواند به افزایش ترشح بزاق و در نتیجه کنترل بهتر اسیدیته شکمبه کمک کند. به همین دلیل، در جیره های پرکنسانتره باید میان تأمین انرژی و حفظ مقدار و ساختار مناسب فیبر تعادل برقرار شود. به بیان ساده، هرچه سهم کنسانتره در جیره بیشتر باشد، توجه به ساختار فیزیکی خوراک اهمیت بیشتری پیدا می کند. فیبر مؤثر شکمبه با تحریک جویدن و نشخوار، ورود بزاق به شکمبه را افزایش می دهد و از این طریق یکی از مکانیسم های طبیعی بدن دام برای مقابله با افزایش اسیدیته را تقویت می کند.

فیبر مؤثر شکمبه چیست؟

فیبر مؤثر شکمبه

برای درک مفهوم فیبر مؤثر، ابتدا باید بین «مقدار فیبر» و «اثر فیزیکی فیبر» تفاوت قائل شویم. شاخص NDF (فیبر نامحلول در شوینده خنثی) یکی از شاخص های رایج برای اندازه گیری بخش ساختاری فیبر خوراک است. اما مقدار NDF به تنهایی مشخص نمی کند که خوراک تا چه اندازه می تواند جویدن و نشخوار دام را تحریک کند.

برای مثال، دو جیره ممکن است مقدار NDF مشابهی داشته باشند، اما در یکی علوفه به شدت خرد شده باشد و در دیگری ذرات علوفه ساختار و اندازه مناسب تری داشته باشند. دام معمولاً در جیره دوم با ساختار فیزیکی مناسب تر، زمان بیشتری را صرف جویدن و نشخوار می کند. به همین دلیل، مفهوم فیبر نامحلول در شوینده خنثی با اثربخشی فیزیکی یا peNDF مطرح شده است. این شاخص علاوه بر مقدارNDF، ویژگی های فیزیکی خوراک، به ویژه اندازه و توزیع ذرات، را نیز در نظر می گیرد. در واقع، فیبر مؤثر شکمبه به بخشی از فیبر گفته می شود که از نظر فیزیکی می تواند فعالیت جویدن و نشخوار را تحریک کند. بنابراین:

  • فیبر بیشتر لزوماً به معنای فیبر مؤثر بیشتر نیست.
  • اگر علوفه بیش از حد خرد شود، ممکن است مقدار NDF جیره همچنان مناسب باشد، اما اثر فیزیکی آن و تحریک نشخوار کاهش پیدا کند.

یک مثال ساده

فرض کنید دو جیره از نظر مقدار فیبر تقریباً مشابه باشند:

  • در جیره اول، بخش زیادی از علوفه بسیار ریز خرد شده است.
  • در جیره دوم، علوفه اندازه ذرات مناسب تری دارد.

در جیره دوم، ساختار خوراک می تواند دام را بیشتر به جویدن و نشخوار تحریک کند. در نتیجه بزاق بیشتری وارد شکمبه می شود و این بزاق به عنوان یکی از منابع مهم بافر، به مقابله با اسیدهای حاصل از تخمیر کمک می کند. پس هنگام ارزیابی فیبر جیره، فقط نباید پرسید «چقدر فیبر داریم؟»؛ بلکه باید پرسید «این فیبر تا چه اندازه از نظر فیزیکی مؤثر است؟»

علت اهمیت بیشتر فیبر مؤثر در جیره های پرکنسانتره

برای درک این موضوع باید اتفاقی را که پس از مصرف کنسانتره در شکمبه رخ می دهد دنبال کنیم. کنسانتره، به ویژه خوراک های غنی از نشاسته، نسبت به بسیاری از منابع علوفه ای سریع تر تخمیر می شود. در جریان این تخمیر، اسیدهای چرب فرار تولید می شوند. تولید این ترکیبات بخشی طبیعی از عملکرد شکمبه است و برای تأمین انرژی دام اهمیت دارد؛ مشکل زمانی ایجاد می شود که سرعت تولید اسید از ظرفیت شکمبه برای جذب و تعدیل آن بیشتر شود. در چنین شرایطی، pH شکمبه می تواند کاهش پیدا کند.

از طرف دیگر، اگر جیره فیبر مؤثر شکمبه کافی نداشته باشد، دام زمان کمتری را به جویدن و نشخوار اختصاص می دهد. کاهش نشخوار نیز به معنای ورود بزاق کمتر به شکمبه است. بنابراین در یک جیره پرکنسانتره ممکن است دو اتفاق هم زمان رخ دهد:

کنسانتره بیشتر ← تولید اسید بیشتر

فیبر مؤثر کمتر ← جویدن کمتر ← بزاق کمتر

ترکیب این دو عامل می تواند شرایط را برای افت pH و بروز مشکلاتی مانند اسیدوز شکمبه فراهم کند. به همین دلیل، حفظ سطح و ساختار مناسب فیبر مؤثر شکمبه در جیره های پرکنسانتره اهمیت بیشتری پیدا می کند.

فیبر مؤثر چگونه به پایداری pH شکمبه کمک می کند؟

فیبر مؤثر شکمبه

فیبر مؤثر از چند مسیر به حفظ شرایط مناسب شکمبه کمک می کند. مهم ترین مسیر، تحریک جویدن و نشخوار و افزایش ترشح بزاق است؛ اما ساختار فیزیکی مناسب خوراک و جلوگیری از مصرف انتخابی جیره نیز در این فرایند نقش دارند. در مقابل، فیبر مؤثر به تنهایی نمی تواند تمام عوامل مؤثر بر pH شکمبه را کنترل کند.

1. تحریک جویدن، نشخوار و ترشح بزاق

وقتی دام خوراکی با ساختار فیزیکی مناسب مصرف می کند، برای خرد کردن آن زمان بیشتری صرف می کند و در ادامه نیز فعالیت نشخوار افزایش می یابد. افزایش جویدن و نشخوار باعث افزایش ترشح بزاق می شود. بزاق حاوی ترکیبات بافری، به ویژه بی کربنات و فسفات، است که به خنثی کردن بخشی از اسیدهای موجود در شکمبه کمک می کنند. بنابراین می توان رابطه میان فیبر مؤثر شکمبه و pH را به شکل ساده زیر در نظر گرفت:

فیبر مؤثر مناسب ← جویدن و نشخوار بیشتر ← ترشح بزاق بیشتر ← ظرفیت بافری بیشتر ← کمک به حفظ pH شکمبه

به همین دلیل، اندازه و ساختار ذرات خوراک در کنار مقدار فیبر اهمیت زیادی دارد.

2. حفظ ساختار فیزیکی مناسب جیره

ذرات علوفه با اندازه مناسب می توانند به تشکیل ساختار فیزیکی مطلوب در محتویات شکمبه کمک کنند. این ساختار، علاوه بر تحریک نشخوار، بر نحوه حرکت، تجزیه و عبور ذرات خوراک از شکمبه نیز اثر می گذارد. البته این موضوع به معنای آن نیست که هرچه ذرات علوفه بلندتر باشند، وضعیت شکمبه بهتر خواهد بود. ذرات بیش از حد بلند می توانند باعث انتخاب خوراک شوند؛ یعنی دام بخشی از ذرات را کنار بزند و اجزای دیگر جیره را ترجیحاً مصرف کند. در این شرایط، ترکیب خوراک مصرف شده ممکن است با جیره ای که جیره نویس تنظیم کرده است تفاوت داشته باشد.

بنابراین هدف، افزایش بی حدوحصر اندازه ذرات نیست؛ بلکه باید توزیع مناسب اندازه ذرات و ساختار فیزیکی متعادل جیره حفظ شود. با وجود این، فیبر مؤثر به تنهایی نمی تواند pH شکمبه را کنترل کند. مقدار و نوع نشاسته، میزان مصرف ماده خشک، سرعت تخمیر، ترکیب جیره و نحوه خوراک دهی نیز بر pH و نوسانات آن اثر می گذارند. بنابراین، مدیریت فیبر مؤثر باید در کنار سایر اجزای جیره انجام شود تا هم نیاز دام به انرژی تأمین شود و هم شرایط مناسب برای جویدن، نشخوار و پایداری محیط شکمبه فراهم بماند.

نقش بافرهای مکمل در کنار فیبر مؤثر

بزاق یکی از مهم ترین مکانیسم های طبیعی بدن دام برای مقابله با افزایش اسیدیته شکمبه است، اما در برخی جیره های پرکنسانتره ممکن است ظرفیت بافری طبیعی برای کنترل کامل بار اسیدی کافی نباشد. در چنین شرایطی، حتی اگر اندازه ذرات علوفه و سطح فیبر مؤثر شکمبه در محدوده مناسبی تنظیم شده باشد، باز هم ممکن است pH شکمبه دچار نوسان شود.

به همین دلیل، در تغذیه دام از منابع بافری مکمل نیز برای کمک به کنترل اسیدیته شکمبه استفاده می شود. بی کربنات سدیم یا جوش شیرین یکی از منابع بافری رایج در جیره گاوهای شیری است که می تواند در شرایط مناسب به افزایش ظرفیت بافری جیره و کنترل اسیدیته شکمبه کمک کند. با این حال، استفاده از بافر مکمل جایگزین مدیریت صحیح جیره نیست. انتخاب و میزان مصرف بافر باید با توجه به نوع جیره، میزان نشاسته، سطح تولید دام و سایر شرایط تغذیه ای انجام شود. به همین دلیل، انتخاب بهترین بافرهای شکمبه باید بر اساس شرایط واقعی جیره و گله انجام شود.

در واقع، نقش فیبر مؤثر و بافرهای مکمل یکسان نیست. فیبر مؤثر شکمبه از مسیر تحریک جویدن و افزایش ترشح بزاق به تنظیم طبیعی محیط شکمبه کمک می کند، در حالی که بافرهای مکمل می توانند ظرفیت بافری جیره را افزایش دهند. بنابراین در برخی شرایط، استفاده هدفمند از هر دو رویکرد می تواند در کنار سایر اقدامات مدیریتی به کنترل بهتر pH کمک کند.

چگونگی ارزیابی سطح مناسب فیبر مؤثر

یکی از اشتباهات رایج این است که برای همه جیره ها یک عدد ثابت به عنوان «مقدار ایده آل فیبر مؤثر» در نظر گرفته شود. در واقع، مقدار مناسب peNDF به نوع دام، سطح تولید، ترکیب جیره، میزان نشاسته، نوع علوفه و روش اندازه گیری بستگی دارد. بنابراین نمی توان یک عدد ثابت را بدون توجه به شرایط گله، برای همه جیره ها به عنوان مقدار مطلوب فیبر مؤثر شکمبه در نظر گرفت. به همین دلیل، ارزیابی فیبر مؤثر بهتر است با بررسی چند عامل انجام شود:

  • مقدار NDF کل جیره
  • مقدار NDF حاصل از علوفه
  • اندازه و توزیع ذرات خوراک
  • میزان نشاسته و کربوهیدرات های سریع التخمیر
  • زمان جویدن و نشخوار دام
  • میزان انتخاب یا جداسازی خوراک
  • مصرف ماده خشک
  • تغییرات عملکرد و سلامت دام
  • و در صورت امکان، اطلاعات مربوط به pH شکمبه

این مجموعه اطلاعات در کنار یکدیگر تصویر دقیق تری از وضعیت جیره ارائه می دهد و از تصمیم گیری بر اساس یک شاخص واحد جلوگیری می کند.

استفاده از جداکننده ذرات پن استیت

یکی از ابزارهای کاربردی برای بررسی اندازه ذرات خوراک، Penn State Particle Separator است. این وسیله برای ارزیابی اندازه ذرات علوفه و جیره کامل مخلوط شده یا TMR استفاده می شود و می تواند در بررسی ساختار فیزیکی جیره و ارزیابی فیبر مؤثر مفید باشد.

در جیره TMR گاوهای پرتولید، راهنماهای پن استیت برای توزیع ذرات شامل حدود ۲ تا ۸ درصد روی الک بالایی، ۳۰ تا ۵۰ درصد روی الک میانی، ۱۰ تا ۲۰ درصد روی الک ۴ میلی متری و حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد در سینی پایینی است. با این حال، این اعداد صرفاً راهنما هستند و نباید بدون توجه به نوع جیره و شرایط گله به عنوان نسخه ثابت جیره نویسی استفاده شوند. نکته مهم دیگر این است که هر ذره ای که اندازه نسبتاً بزرگی دارد الزاماً «فیبر مؤثر» نیست. برخی غلات و اجزای غیرالیافی نیز ممکن است روی الک های درشت باقی بمانند. بنابراین تفسیر نتایج باید در کنار ترکیب واقعی جیره و سایر شاخص های تغذیه ای انجام شود.

کاهش تامین انرژی با افزایش بیش از حد فیبر مؤثر

فیبر مؤثر شکمبه

هدف از استفاده از فیبر مؤثر شکمبه، بالا بردن فیبر جیره به بیشترین مقدار ممکن نیست. گاوهای پرتولید به انرژی زیادی نیاز دارند و افزایش بیش از حد علوفه یا استفاده از ذرات بسیار درشت می تواند تراکم انرژی جیره را کاهش دهد یا باعث محدود شدن مصرف ماده خشک شود. از سوی دیگر، کاهش بیش از حد فیبر مؤثر و خرد کردن شدید علوفه می تواند زمان جویدن را کاهش دهد و شرایط را برای افت pH فراهم کند. در نتیجه، جیره مناسب باید بین دو نیاز تعادل ایجاد کند:

  • تأمین انرژی کافی برای تولید
  • حفظ ساختار فیزیکی مناسب برای عملکرد طبیعی شکمبه

همچنین اندازه ذرات باید به اندازه ای باشد که ضمن تحریک نشخوار، باعث افزایش جداسازی خوراک نشود. جیره های بیش از حد ریز و بیش از حد درشت، هر دو می توانند مشکلات تغذیه ای ایجاد کنند.

به همین دلیل، هنگام اصلاح یک جیره پرکنسانتره، نباید تنها مقدار علوفه را افزایش داد. باید بررسی کرد که چه نوع علوفه ای، با چه اندازه ذراتی و در چه نسبتی با کنسانتره وارد جیره شده است. هدف، رسیدن به سطحی از فیبر مؤثر شکمبه است که هم نیاز دام به انرژی را تأمین کند و هم شرایط مناسبی برای جویدن، نشخوار و حفظ تعادل شکمبه ایجاد کند.

جمع بندی

در جیره های پرکنسانتره، افزایش تراکم انرژی می تواند نیاز به مدیریت دقیق تر محیط شکمبه را افزایش دهد. در این شرایط، فیبر مؤثر شکمبه اهمیت ویژه ای پیدا می کند، زیرا ساختار فیزیکی مناسب خوراک می تواند جویدن و نشخوار را تحریک کرده و از طریق افزایش ترشح بزاق، به حفظ تعادل اسیدیته شکمبه کمک کند. با این حال، فیبر مؤثر به معنای «فیبر بیشتر» نیست. اندازه ذرات، نوع فیبر، مقدار NDF، میزان نشاسته و نحوه توزیع خوراک همگی در عملکرد نهایی جیره نقش دارند. همچنین در برخی جیره های پرکنسانتره، استفاده هدفمند از بافرهای مکمل می تواند در کنار مدیریت صحیح فیبر و سایر اجزای جیره، به کنترل بهتر اسیدیته شکمبه کمک کند.

بنابراین برای حفظ pH پایدار شکمبه، هدف اصلی باید ایجاد تعادل میان تراکم انرژی، مقدار فیبر، اثربخشی فیزیکی آن و ظرفیت بافری جیره باشد. بررسی اندازه ذرات TMR، میزان نشخوار، رفتار انتخاب خوراک و ترکیب شیمیایی جیره می تواند تصویر دقیق تری از وضعیت واقعی جیره در اختیار متخصص تغذیه دام قرار دهد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا